از بد ايام اين زمان جمله احوال خارج از اراده ما بوده ،اين چه مدرنيتي بوده که به مملکت ما وارد امده.
هي مي خواهيم گله و شکايت کنيم از شهره بيگم ( بانوي عمارت پدر)که في المثل فعل
مردود و يک قسم افعال نقيصه و معيوب از ايشان سر زده ،خاطر مبارکمان را مکدر ساخته.
علي اي حال راپورت رسيده اين فصل جمله اقوام از بابت تعطيلات پايان تابستان سفر کرده اکثريت قريب به اتفاق سواحل شمالي مملکت را هجوم کرده پا پتي بر شنها راه رفته پسته دريايي تناول کرده.
معهذا غوغايي بوده ،اهل شباب پاي خويش را بلا نسبت لخت کرده کانهو کفار در اب دريا فرو کرده بهانه اورده :
اب دريا گر به تن نتوان کشيد
تست کن،تا ساق پا شايد رسيد
!!!
ليکن اين قسم تفريح و تفرج و سور و سات سفر از براي از ما بهتران بوده و ما و چندي ديگر در خانه ها مانده نقل مسافرت شبکه هاي مختلفه جعبه جادويي رويت کرده وصف ان را گفته که :وصف العيش نصف العيش، استدلال کرده که دوبار وصف العيش به قاعده يک عيش کامل بوده .
خدارا شکر!
علي اي حال هيچکار از ما بر نمي ايد جز دعاي خير!
چندي پيش درا دينه شب ماضي يک قسم سريالي ديديم که در مملکت چين يا جاپن پروداکت شده يک بازيگري داشت به نام يانگوم .ايشان از جمله نسوان ممتاز بوده و به غايت مودب و فرمانبردارو مظلوم و معصوم که کليه اطرافيان و دوستان و روسا بر طبابت وي خرده گرفته،ليکن ايشان دم برنياورده همچنان اطاعت ورزيده تا کمر خم شده تعظيم و تکريم کرده و اوضاع به همين منوال گذرانده.
با خود انديشيديم خوب حالا که بيتا الزمان دم از فمنيسم و حقوق مساوي و احقاق حق نسوان و به قول خاتون اندروني احقاق حق بانوان براورده ،مکتب متجدده نسوانيم را در قوم به راه انداخته اسباب درد سر و بيچارگي رجال قوم را فراهم ساخته.
و هر گاه پدر بيتا الزمان که سرش به سلامت باد بر ايشان خرده گرفت منيژه بيگم و مژگان خاتون و مهسا الزمان و ساراالملوک و جمله جماعت نسوان اقوام دور و نزديک را مثل اورده که في المثل فلاني ماهيانه چند هزار قران خرج ميک اپ و سلماني مي دهد، پدر فلاني به مدد دخترش استين يدين بالا زده اليوم سه نوبت ظروف مطبخانه را شسته،ان يکي از مملکت فرنگ فلان بهمان سوغات اورده و ... الخ...
خلاصه انکه في الفور بلانسبت دهان مبارک پدر را مي بندد.
يا للعجب اين چه روزگاريست.
با تشکر از لغت نامه هاي مورد استفاده . (راد )